مردی که زیاد می‌دانست!

نمیدانم شاید در کشورهای پیشرفته کم پیش می‌آید که مردی زیاد بداند و به همین دلیل از فعل گذشته برای معرفی این مرد استفاده می‌کنند: “می‌دانست”

از طرف دیگر ظاهراً در این کشورها کم پیش می‌آید که فردی زیاد بداند به همین دلیل به “مردی” اشاره می‌کنند.

اما خوشبختانه در کشور ما اولاً “مردانی” هستند ثانیاً “زیاد می‌دانند”، فعل به گذشته اشاره نمی‌کند.

به عنوان یک مثال مردی داریم که فیزیک خوانده است پس فیزیک می‌داند، به فلسفه تغییر رشته داده پس فلسفه می‌داند، کتاب قرآن مدارس را نوشته پس قرآن و تفسیر قرآن می‌داند، از افراد رده اول سیاستگذاری آموزش و پرورش بوده پس سیاستگذاری آموزشی می‌داند، رئیس فرهنگستان … است پس در رشته‌ای که رئیس فرهنگستان آن است اگر نفر اول نباشد نفر دوم که قطعاً هست، رئیس یکی از قوای سه گانه بوده پس در سیاست از داناترینهاست و …
به این ترتیب به این نتیجه میرسیم که همانطور که کشور ما در منابع زیر زمینی غنی هست در منابع روی زمینی هم بسیار غنی هست!

فرار از زندان و گنج پنج میلیون دلاری

مثل خیلی‌ها به فیلم فرار از زندان علاقه دارم، اما موضوعی برایم خیلی جالب است در کشور آمریکا که قدرت اول اقتصاد جهان است یکی از محورهای اصلی یکی از فیلم‌های بزرگ این کشور گنجی 5 میلیون دلاری است که توسط وست مورلند در سالیانی دور سرقت شده و اکثر بازیگران و تماشاگران این سریال به دنبال آن هستند.

اما در کشور ما که یکی سه میلیارد دلار سرقت می‌کند و دیگرانی هم میلیارد دلاری می‌دزدند و دریغ از یک تئاتر نا قابل که حول این میلیارد دلارها ساخته شود تا ما را با آن سرگرم کنند!

واقعیت این است که ما ایرانیها حوصله کارهای آمریکاییها و کسانی مثل وست مورلند را نداریم که بخواهیم بانکی را بزنیم، با هواپیما فرار کنیم، از هواپیما بپریم، هویت خود را تغییر دهیم، زندان برویم و در زندان دهها سال صبر کنیم تا به پنج میلیون دلار برسیم.  ما خیلی با پرستیژ میرویم در یک بانک استخدام می‌شویم، کارهایی می‌کنیم که ارتقا پیدا کنیم، چند میلیارد دلار اختلاس می‌کنیم و به کشوری مثل کانادا میرویم.

آیا بعد از تمام شدن نفت کشورمان نفت خواهیم داشت؟

به نظر می‌رسد پاسخ این سوال بله هست!
به لحاظ موقعیت جغرافیایی در منطقه‌ای هستیم که سهم بالایی از تابش خورشید را دارد، در اخبار نیز آمده بود که عربستان در مناقصه تولید برق خورشیدی پایین‌ترین قیمت را ارائه کرده است که این امر به پشتوانه شدت تابش نور در این کشور بوده است.

به نظر می‌رسد کشورهای نفت خیز خاورمیانه در آینده نیز برخوردار از موهبت طبیعی خواهند بود و شاید رتبه برخورداری آنها از این موهبت متناسب با میزان برخورداری‌شان از نفت باشد به عبارتی عربستان که دارای بیشترین تولید نفت است بتواند بیشترین تولید انرژی خورشیدی را داشته باشد و ایران هم که به همین روال بتواند از بزرگترین تولید کنندگان انرژی خورشیدی باشد.

در کنار این موضوع باید به شدت یافتن استفاده از انرژی الکتریکی و تولید اتومبیل و سایر ابزار برقی اشاره کرد که گویای اهمیت یافتن انرژی الکتریکی و فاصله گرفتن از نفت برای تولید انرژی است…

نوشدارو پس از مرگ سهراب

زمانی خط تلفن همراه بسیار گران بود و خیلی‌ها به دنبال جایگزینی ارزان‌تر برای آن بودند در همان زمان تبلیغ وسیله‌ای به نام پیجر می‌شد و برخی افراد هم آن را تهیه کردند اما راه اندازی این سامانه آنقدر طول داده شد که با ارزان شدن خط تلفن همراه و البته پس از راه اندازی زیر ساختهای پیجر فلسفه وجودی آن کلاً برچیده شد، من هم دلم به حال کسی که این همه هزینه را برای این زیرساخت صرف کرده بود سوخت البته میدانم آن فرد کسی به جز ملت نبود!

چند ماه پیش هم شرکت سایپا از موتور کم مصرف خود رونمایی کرد(قطعاً با هزینه‌ای مشابه هزینه ارتقای دنا به دنا پلاس)، امروز می‌خواندم که در بلژیک یکی از تولید کنندگان عمده نفت اروپا بیش از پنجاه درصد خودروها الکتریکی و یا هیبریدی شده‌اند…

دورنمایی از آینده بودجه کشور

در گزارش اخیر رئیس جمهور آمده است که 200 هزار میلیارد تومان از بودجه 360 هزار میلیارد تومانی کشور خارج از اختیار دولت است که 60 هزار میلیارد تومان آن برای صندوق بازنشستگی و 10 الی 11 هزار میلیارد تومان آن به عنوان پاداش بازنشستگی تخصیص یافته است این حجم از بودجه کشور در شرایطی برای بازنشستگان تخصیص داده شده است که اولاً حقوق دریافتی بسیاری از بازنشستگان کفاف زندگی آنها را نمی‌دهد و مهمتر از آن هنوز موج بازنشستگی در یکی از دولتی‌ترین و پر کارمندترین اقتصادهای دنیا آغاز نشده است.

این موضوع در حالی است که به دلیل عدم رونق بخش خصوصی و سیاستهای یک شبه‌ای که فردای آن شب باعث ورشکستگی بسیاری از فعالان بخش خصوصی می‌شود تصور عموم مردم این است که استخدام در بخش دولتی تضمین کننده آینده آنهاست و به همین دلیل فارغ التحصیلان دانشگاهها در درجه اول به دنبال استخدام دولتی هستند، افرادی هم که دستی در رابطه بازی دارند نزدیکان خود را در بخش دولتی استخدام می‌کنند و حتی کسانی که در بخش خصوصی فعالیت می‌کنند با این فلسفه رایج که آب باریکه‌ای داشته باشند در استخدام دولت در می‌آیند، بنابراین پارادوکسی پیش می‌آید که از یک سو در صدد کوچک کردن دولت و کاهش هزینه‌هاست و از سویی مردمی که بقای خود را در استخدام دولتی می‌بینند و نتیجه این که پیاده کردن هر کدام از روالها منجر به نارضایتی خواهد شد به عبارتی کوچک کردن دولت نارضایتی استخدام شوندگان و افراد پیگیر استخدام را در بر خواهد داشت و خلاف این موضوع یعنی استخدام بیشتر دولتی هم تخصیص بخش بیشتری از بودجه دولت را برای تامین حقوق مزایای کارکنان و بازنشستگان طلب خواهد کرد و ورشکستگی دولت را در پی خواهد داشت.

موضوعات دیگری هم در این راستا مطرح است که از جمله آنها به موضوع سود بانکی می‌توان اشاره کرد که پارادوکس دیگری را ایجاد کرده از یک سو سپرده گذاران خواهان سود بیشتر برای تامین زندگی خود هستند و از سوی دیگر تولید کنندگان و فعالان اقتصادی به دنبال وام با سود کمتر برای شروع یا ادامه کسب و کار خود هستند. و کاهش سود بانکی تجمع سپرده گذاران و افزایش سود بانکی تجمع متقاضیان و دریافت کنندگان وام را در پی خواهد داشت.

به هر حال با این وضعیت دور از تصور نخواهد بود در شرایطی که امروزه نفت، گاز، خاک و سایر منابع این کشور برای تامین حقوق و بودجه خارج از اختیار دولت فروخته می‌شود با این روند در آینده بخشهایی از جغرافیای کشور برای تامین حقوق یکی دو سال کارکنان و بازنشستگان و سپرده گذاران فروخته شود…

چگونه بنویسیم؟

من در دوران کارشناسی ارشد به رشته‌ای که می‌خواندم علاقه‌ای نداشتم و چندان چیزی که به کارم بیاید یاد نگرفتم اما در طول انجام کارهای پایان نامه نکته‌ای یاد گرفتم که به نظرم ارزش گذراندن کارشناسی ارشد حتی در رشته‌ای که به آن علاقه‌ای نداشته باشید را دارد و آن نکته این است که تا می‌توانید ساده بنویسید واقعیت این است که در متن پایان نامه جملاتی را می‌نوشتم و استاد راهنما آن جمله‌ها را خط میزد (عبارت رایج بین خودمان این بود که پایان نامه را شخم می‌زد) اما جملاتی را به عنوان جمله جایگزین پیشنهاد می‌کرد که من شخصاً از سادگی و گویا بودن این جملات لذت می‌بردم و این توشه‌ای شد برای من از تحصیل در رشته‌ای که به آن علاقه نداشتم و در حد توانم سعی می‌کنم مطالب را ساده بنویسم.

در دورانی که برای آزمون کارشناسی ارشد درس می‌خواندم برای استفاده بهتر از وقت تصمیم گرفتم کتابهای انگلیسی رشته مورد آزمون را بخوانم تا همزمانی که زبانم بهتر می‌شود مطالبی تخصصی از رشته مورد آزمون را هم یاد بگیرم یکی از کتابهایی که در این دوران می‌خواندم Breeding Field Crops بود که خواندن آن به جهت سادگی متن برایم بسیار لذت بخش بود حدود دو سال بعد این موضوع را با استاد راهنما مطرح کردم که گفتند این کتاب معروف به انجیل اصلاح نباتچی‌ها است و من تازه فهمیدم که ظاهراً همه از سادگی این کتاب لذت می‌برند.

نمیدانم چه اصراری بر پیچیده نوشتن هست که فکر می‌کنیم جمله هر چه پیچیده‌تر و خیلی اوقات غلط‌تر باشد رسمی‌تر هست یکی از مواردی که در یکی از جلسات توسط یکی از اساتید مطرح می‌شد اصرار بر استفاده از می‌باشد به جای است بود که معمولاً برای رسمیت بخشیدن بیشتر به جمله استفاده می‌شود مثلاً تابلویی را می‌بینید که مثلاً نوشته است این مکان بیمارستان می‌باشد که معلوم نیست چرا به جای این مکان بیمارستان است استفاده می‌شود!!!

یا مورد جالب نوشته‌های قدیمی مثل اسناد و قولنامه‌ها و … است که گویی هر چه غیر قابل درک‌تر و عربی‌تر باشد از پشتوانه حقوقی بالاتری برخوردار است!!!

پس تا می‌توانید ساده بنویسید…

عادات، فرهنگ و هوش

در یک نگاه شخصی و غیر تخصصی توجهم به تاثیر عادات و فرهنگ اقوام بر روی میزان هوش جلب شد، در مورد عادات غذایی و تاثیر آنها بر هوش بحثی نیست و شاید بتوان گفت مردم مناطقی که در رژیم غذایی خود از مغز میوه‌جات و گردوی بیشتر استفاده می‌کنند شرایط هوشی بهتری دارند و باید در مورد اقوام و بومیان مناطقی که رژیم غذایی مناسبی از این جهت ندارند کار شود.

مورد دیگری که ذهنم را به خود مشغول کرده تاثیر برخی رفتارها بر هوش است که یکی از این موارد پرتاب کردن نوزادن به هوا توسط کسانی هست که محبتی بسیار ویژه به نوزاد دارند که در این حالت لطمه قابل مشاهده خوردن سر نوزاد به سقف یا عدم توانایی پرتاب کننده نوزاد در گرفتن نوزاد است و لطمه غیر قابل مشاهده هم صدمه‌ای هست که به مغز قوام نیافته نوزاد وارد می‌شود و احتمالاً کاهش توان ذهنی او!

یا بعضی لالایی‌های محبت آمیز با تکان شدیدی که مغز آدم بزرگ را به دهانش می‌آورد تا چه رسد به نوزاد!

مورد دیگری که برایم جالب بود این بود در برخی مناطق و قومیتها برای احترام به مهمان یا عزیزان متکای بلندتری برای قرار دادن در زیر سرش در هنگام خواب داده می‌شود و هر چه فرد عزیزتر – متکایش بلندتر، در این خصوص این سوال برایم مطرح می‌شد که آیا متکا به این بلندی در خون رسانی به مغز اختلال ایجاد نمی‌کند؟
به هر حال فکر می‌کنم باید مطالعه گسترده‌ای بر روی رفتارها فردی، منطقه‌ای و قومیتی بر روی هوش و همچنین ریشه کردن عادات غلط صورت گیرد.

شما هم احتمالاً موردی را مشاهده کرده‌اید که بر روی ذهن تاثیر منفی می‌گذارد و توجه چندانی به آن نمی‌شود…

چگونه ابزار/گوشی اندرویدی خود را پیدا کنم؟

گوشی یکی از بستگان در حالت بی صدا یا Silent بود و در منزل گم شده بود هر قدر به گوشی زنگ زدیم و پی آن گشتیم پیدا نکردیم، در اینترنت برای این موضوع با کلمات کلیدی locate samsung note 3 silent گشتم مطالب مختلفی پیدا شد که یکی از روالها را دنبال و گوشی بی صدا را به صدا در آوردیم و گوشی به راحتی پیدا شد، خواستم این تجربه را با استفاده از این منبع در میان بگذارم:

  1. با استفاده از این لینک به صفحه مدیریت ابزار اندرویدی(Android Device Manager) خود وارد شوید.
  2. ورود را به همان حساب جمیلی انجام دهید که از آن برای فعال کردن ابزار اندرویدی خود استفاده کرده‌اید و در Google Play ثبت شده است.
  3. پس از ورود اسم دستگاه و تاریخ آخرین ورود را مشاهده خواهید کرد همچنین سه گزینه مشاهده خواهید کرد که عبارتند از زنگ زدن، قفل کردن و پاک کردن
  4. با انتخاب گزینه زنگ زدن، وسیله شما شروع به زنگ زدن با صدای بلند خواهد کرد که کمک می‎‌کند آن را پیدا کنید توجه داشته باشید که وسیله شما حتی اگر در حالت بی صدا هم که باشد زنگ خواهد زد.
  5. در صورتی که وسیله گم شده باشد می‌توانید وسیله خود را با استفاده از گزینه Lock و با وارد کردن رمز مورد نظر قفل کنید. در این حالت باید یک پیام و شماره وارد کنید تا اگر کسی گوشی شما را پیدا کرد با دیدن پیام با شماره وارد شده تماس شده تماس بگیرد و شما را در جریان پیدا شدن گوشی قرار دهد.
  6. اگر سرویس‌های مکان وسیله‎‎‌تان روشن باشند، می‌توانید موقعیت دقیق وسیله را با انتخاب گزینه locate service که در سمت راست نام وسیله هست پیدا کنید.
  7. می‌توانید با انتخاب گزینه Erase اطلاعات روی وسیله را پاک کنید انتخاب این گزینه بازگشت به تنظیمات کارخانه را روی وسیله شما اعمال می‌کند، برنامه‌ها، عکس‌ها، موسیقی‌ها و تنظیمات  روی وسیله حذف خواهند شد. با انتخاب گزینه Erase برنامه Android Device Manger دیگر کار نخواهد کرد. بازگشت به تنظیمات کارخانه با برخط شدن وسیله‌تان به صورت خودکار شروع به کار خواهد کرد.

پس با این حساب با وارد کردن Lost Phone در گوگل می‌توانید وسیله خود را پیدا کنید.

اخطار: هنگام قفل کردن وسیله با گزینه Lock رمز را حتماً به خاطر بسپارید.

شبکه‌های اجتماعی و گذر از دوران بزن در رو

اتفاق خوبی که با فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی در حال رخ دادن است این است که باعث شده است افراد ملزم به پاسخگویی در قبال گفته‌ها و رفتارشان شوند و شاهد این باشیم که مثل گذشته هر کسی نتواند هر کلامی را به زبان آورد و هر رفتاری را مرتکب شود.

نمونه‌های زیادی از این مورد را دیده‌ایم که از جمله آنها میتوان به قضیه ژن خوب اشاره کرد.

نتیجه چنین اتفاقی این می‌شود که افراد مراقبت بیشتری در گفته‌ها و رفتارشان داشته باشند و مثل گذشته هر چیزی را که دلشان خواست به زبان نیاورند و هر رفتاری را مرتکب نشوند متاسفانه در گذشته افراد صحبتها و رفتاری داشتند که به هیچ عنوان قابل پذیرش نبود و نیازی به پاسخگویی هم نبود اما امروزه شاهد هستیم که هر قدر کلام یا رفتار فرد غیر قابل پذیرش‌تر باشد موج شدیدتری بر علیه آن به راه می‌افتد و قطعاً باعث می‌شود فرد مراقبت بیشتر در کلام و رفتارهای بعدی خود داشته باشد.

اتفاق مثبت دیگری که رخ می‌دهد این است که دروغ گفتن سخت می‌شود به خصوص که در جامعه ما متاسفانه دروغ به شدت نهادینه شده بود و افراد هر نوع دروغی را به زبان می‌آوردند و در قبال دروغ خود پاسخگو نبودند اما در شرایط فعلی اگر بخواهند دروغ خود را با دروغ دیگری توجیه کنند قطعاً موفق نخواهند شد چرا که زنجیره‌ای از دروغ گویی از سوی فرد دروغگو و اثبات دروغ بودن از سوی جامعه به راه خواهد افتاد که شخص دروغگو را ناچار به تسلیم و پذیرش دروغگویی خود خواهد کرد.

به هر حال دارندگان ژن خوب باید در رفتار و کردار خود مراقب باشند و گرنه افکار عمومی معیوب بودن ژن‌شان را اثبات خواهد کرد.

و نتیجه گیری نهایی اینکه شبکه‌های اجتماعی در حال دور کردن جامعه ما از دوران بزن در رو هستند و مسئولیت پیشرفتهایی مدنی را که کسی از پس پیشبرد آنها بر نیامد را بر عهده گرفته‌اند.

 

زیر خاکی‌ها

سفر کوتاهی به استان یزد داشتم، در نقاط مختلف استان دیده می‌شد که بافت تاریخی شهر در حال احیا هست و صد البته بعد از ثبت جهانی بافت تاریخی یزد این امر سرعت گرفته بود و یزدی‌ها به شدت به دنبال احیای بناهای زیر خاک رفته افتاده بودند، اما چیزی که باعث تاسف هست شدت تخریب بناهای قدیمی و جایگزین کردن آنها با بناهای نه چندان جذاب امروزی در شهرها و روستاهای مختلف است.

امروزه ورود گردشگران باعث شده است در شهرهایی که ورودی گردشگر به آنها زیاد است بافت سنتی طرفدار پیدا کرده و عده‌ای از افراد به صرافت افتاده و بناهای قدیمی را خریداری و تبدیل به اقامتگاه‌های توریستی کنند.

چند نکته در اینجا قابل ذکر است:

جذابیت یک کشور برای جهانگردها نسبت مستقیم با حفظ هویت بومی آن کشور دارد.

برخلاف تصور، ظاهراً سیاست درهای بسته باعث می‌شود بافت تاریخی تخریب شده و جای آن را ساختمانهای امروزی بگیرد و باز شدن درهای یک کشور به روی گردشگران باعث می‌شود بافت تاریخی و هویت ملی ارزش پیدا کرده و سعی در نگهداری و احیای آنها شود.

اسپانیا از اولین مقاصد گردشگری در دنیاست در فیلمی با عنوان “اسپانیا از آسمان” چیزی که به شدت جلب توجه می‌کرد ساختمانهای یک دست این کشور بود که از نظر معماری کاملاً همخوان با معماری قرون وسطایی و سایر بافتهای تاریخی آن بود و تعداد زیاد ساختمانهای قرون وسطایی و تاریخی که به نحوی بسیار عالی حفظ شده بودند.

مشاهده وضعیت بافت تاریخی و هویت فرهنگی کشور من به یاد گذشته خودم می‌اندازد، زمانی که فرش ماشینی تازه باب شده بود و من به شدت گریزان از فرشهای دستباف پشمی منزلمان بودم و دلم می‌خواست هر چه زودتر با فرشهای جذاب ماشینی جایگزین شوند اما امروز همان فرشهای دستباف تنفر انگیز یکی از عناصر دکوراسیون منازل هستند.

زمانی طنزی بود با این مضمون که از شخصی می‌پرسند شهر شما آثار باستانی دارد؟ و جواب می‌دهد تعدادی اثر باستانی در شهرمان در حال ساخت هست، اما این طنز سیاستی هست که توسط کشوری مثل امارات دنبال می‌شود و بافت تاریخی و جاذبه‌های توریستی کشورهای دیگر مثل ونیز ایتالیا و … را به عنوان جاذبه توریستی می‌سازد و برخی کشورها هم قدر آثار موجود خود را نمی‌دانند.

در شرایط امروز بسیاری از مشاغل در حال از بین رفتن هستند، اما به این موضوع باید به دیده تردید نگاه کرد، چون به عنوان مثال درست است که معماران و بناهای بافتهای سنتی چندین سال است روی معماری سنتی کار نمی‌کنند اما احیای بافت سنتی باعث رونق گرفتن مجدد کار آنها خواهد شد و به همین روال در مورد بسیاری از مشاغل قدیمی شاهد این موضوع خواهیم بود.

پیش خودم فکر می‌کنم شاید روزی با ورود گردشگران بیشتر به این نتیجه برسیم که بازده بافت تاریخی بیشتر از ساختمانهای چند طبقه و برجها است و نمی‌دانم شاید روزی مجبور شویم این ساختمانها را تخریب کنیم تا بافت تاریخی زیر آنها را در آوریم!

و نکته آخر اینکه همه زیر خاکی‌ها ارزشمند هستند، آنها را تخریب نکنیم و مراقب آنها باشیم…